صالح رشید حاجی خواجه لو

تأملی در نقش فرهنگی-اجتماعی اعضای هئیت علمی

منبع: پژوهشکده سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۸:۰۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷

آیا صرف گنجاندن فعالیت­های فرهنگی – اجتماعی و تربیتی در نظام ارزیابی و ارتقاء اعضای هیئت علمی و به تبع آن شرکت آن­ها در کارگاه­ها و همایش­هایی با رویکرد به اصطلاح فرهنگی – اجتماعی و تربیتی، می­‌تواند نوید بخش تحقق رسالت­‌های آن­ها در این زمینه باشد؟

تأملی در نقش فرهنگی-اجتماعی اعضای هئیت علمی

نویسنده: صالح رشید حاجی خواجه لو
کارشناس پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

 

اشاره:دانشگاه در نگاه نخست، عامل و حامل فرهنگی و فرهنگ­ساز است و علاوه بر رسالت علمی (آموزشی و پژوهشی) که دارد، بازتولید مبانی ارزشی و فرهنگی در جوامع را نیز بر دوش دارند. مروری بر رسالت­های دانشگاه نشان می­دهد که این نهاد از اوان شکل­‌گیری و تکوینی خود تا امروز که با دانشگاه­‌های­ مدرن روبرو هستیم، رسالت‌­ها و کارکردهای اجتماعی – فرهنگی و تربیتی داشته است. چیزی که امروزه در نگاه به آموزش عالی مغفول واقع می‌شود. صالح رشید حاجی خواجه‌لو مدیر گروه سیاست‌پژوهی علم و فناوری پژوهشکده حکمت به بررسی این موضوع و مخاطرات بی توجهی به آن پرداخته است.

 

دانشگاه در نگاه نخست، عامل و حامل فرهنگی و فرهنگ­ساز است و علاوه بر رسالت علمی (آموزشی و پژوهشی) که دارد، بازتولید مبانی ارزشی و فرهنگی در جوامع را نیز بر دوش دارند. مروری بر رسالت­های دانشگاه نشان می­دهد که این نهاد از اوان شکل­‌گیری و تکوینی خود تا امروز که با دانشگاه­‌های­ مدرن روبرو هستیم، رسالت‌­ها و کارکردهای اجتماعی – فرهنگی و تربیتی، به هر منظور و هر ملاحظه جزء رسالت­های اصلی آن­ها بوده و کانون تولید و انتقال فرهنگ­ها و ارزش­ها و سنت­ها تلقی می­‌شوند و حتی اثربخشی رسالت علمی آن­ها نیز در گرو همسویی آن با نظام ارزشی و فرهنگی آن جامعه است و فی نفسه ارزش ندارد. بنابراین، تولید، عرضه و انتقال آموزش و پژوهش و فناوری­های حاصل از آن خالی از معنا و ارزش و نگاه فرهنگی نبوده و در ظرف و زمینه فرهنگی آن جامعه است که اهمیت پیدا می­کند. چنان که آلدس هاکسلی[۱] در “دنیای قشنگ نو[۲]” نشان داده است، می­توان فنونی برای تولید بردگان یا کنترل مغز و نظایر آن بوجود آورد[۳]. اینکه در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی، عرضه و انتقال دانش در بستر چه ارزش­ها و فرهنگ­هایی انجام می­گیرد، می­تواند به توسعه دانش در قلمرو آن فرهنگ، معنا و مضمون متفاوتی بخشد و در نهایت منجر به تربیت افرادی به قول هاینه “مردان اندیشه” شود. وی آن را چنین یاد می­کند:

“شما ای مغرور مردان عمل، این نکته را ثبت کنید! شما هیچ نیستید جز ابزار مردان اندیشه، آنان که اغلب در فروتنانه­‌ترین گوشه­‌های عزلت، شما را به کار دلخواه­تان منصوب کرده‌­اند. ماکسمیلیان روبسپیر صرفاً دست از آستین به در آمده ژان ژاک روسو بود …”[۴].

بی­‌توجهی به چنین نگاهی در آموزش عالی، با توجه به تحولات پیش روی آن از جمله؛ جهانی­‌سازی آموزش عالی که بنا به دیدگاه­هایی در پی یکسان­‌سازی اصول، هنجارها و سبک زندگی و ارزش­های خاص و ترویج و تحمیل فرهنگ غالب و ساختارهای اجتماعی مدرنیته (سرمایه‌­داری، عقل­گرایی، صنعتی شدن، تکنوکراتی و …) است، می­‌تواند آنها را در مسیر دیگری قرار دهد که مطلوب نظام ارزشی – فرهنگی جامعه و نظام یک کشور نباشد. این در حالی است که بقا و پویایی جوامع و نظام­‌های ارزشی – دینی در همه جا در تقویت و قوام­‌سازی نظام ارزشی و فرهنگی آن نظام است. در جوامع و نظام‌­های ارزشی – دینی که پیشینه فرهنگی بارزتر است، در چنین شرایطی اساساً پیشینه و نظام فرهنگی آن جامعه باید مورد توجه جدی قرار بگیرد و دانشگاه به عنوان یکی از نهادهای فرهنگی و فرهنگ‌­ساز جامعه، باید با این چالش­ها مواجه نموده و به رسالت­های خود در این زمینه جامه عمل بپوشاند.

در کشور ما، مقوله انتقال میراث ارزشی – فرهنگی اسلامی – ایرانی با اینکه در رسالت­ها و اسناد بالادستی و راهبردی نظام آموزش عالی و دانشگا­ه­ها پررنگ و برجسته دیده شده است، اما در عرصه عمل، موفقیت چندان بارزی از خود نشان نداده­‌اند و آن طور که شایسته و بایسته نظام ارزشی و فرهنگی دینی و ملی ما باشد، عمل ننموده‌­اند. اینکه نظام آموزش عالی و دانشگاه­های ما تاچه حدی در قبال نقادی نظام­های اجتماعی و فرهنگی و الگوبخشی و هویت­‌بخشی فرهنگی و اجتماعی جامعه و بویژه دانشجویان تأثیرگذار بوده‌اند، محل تأمل است. دانشگاه که به تعبیر حضرت امام (ره) باید کارخانه انسان­‌سازی و مبدأ تحولات کشور (من جمله تحولات اجتماعی و فرهنگی و تربیتی) باشد و در احیاء و حفظ ارزش­های اسلامی و ملی خود و جامعه کوشا باشد، نه تنها در نسبت مخاطب‌پذیری و اثرگذاری ارزشی – دینی بی­‌تحرک هستند، بلکه در نسبت ارزش­های و هنجارهای جامعه و نظام خنثی عمل می­‌نمایند و در بهترین حالت اگر کارکرد دانشگاه­های ما ارزش­ستیز­- فرهنگ­‌ستیز نباشند، می­‌توان گفت که ارزش­‌گریز – فرهنگ­‌گریز بوده است.

در این میان، نقش اقشار دانشگاهی بویژه اعضای هیئت علمی حائز اهمیت اساسی است. در گذشته نه چندان دور، اعضای هئیت علمی در نهادینه‌سازی، استحکام و قوام­سازی نظام ارزشی – فرهنگی جامعه و خانواده­ها و در تربیت و هویت­دهی ارزشی – فرهنگی دانشجویان، مرجعیت، منزلت و جایگاه و اقتدار سنتی داشتند، اما اکنون این نقش روز به روز کم­رنگ­تر و حسرت­‌بارتر می­‌شود.

سؤالی که در اینجا می­توان مطرح کرد، این است که دلیل و چرایی کم رنگ شدن نقش مرجعیتی و اقتدار سنتی اقشار دانشگاهی بویژه اساتید دانشگاه در این عرصه در بین جامعه و دانشجویان چیست؟ نسبت فعالیت­های آموزشی و پژوهشی در دانشگاه­های ما با مبانی و مسائل ارزشی – دینی و فرهنگی جامعه چگونه است؟ آیا صرف گنجاندن فعالیت­های فرهنگی – اجتماعی و تربیتی در نظام ارزیابی و ارتقاء اعضای هیئت علمی و به تبع آن شرکت آن­ها در کارگاه­ها و همایش­هایی با رویکرد به اصطلاح فرهنگی – اجتماعی و تربیتی، می­‌تواند نوید بخش تحقق رسالت­‌های آن­ها در این زمینه باشد؟


[۱] . Aldus huxley

[۲] . The Brave New World

[۳] . پایا، علی (۱۳۸۵)، دانشگاه، تفکر علمی، نوآوری و حیطه علمی.

[۴] . پوپر، کارل (۱۳۷۹)، اسطوره چارچوب: در دفاع از علم و عقلانیت.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

مطالب پربازدید

اندیشکده پویش صادق is Stephen Fry proof thanks to caching by WP Super Cache