سجاد شکرچیان

تاثیرات منفی«مدرک‌گرایی» بر نظام علم و فناوری کشور

منبع: عیار آنلاین

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۰:۳۰ ۱۳۹۶/۱۰/۱۸

تا کنون تلاش­­‌های زیادی جهت رونق بخشی به آموزش­‌های مهارتی در کشور انجام شده است اما هر بار پس از مدتی آموزشکده‌های مهارتی، به دانشگاه­‌های نظری تبدیل شده‌اند.

چرا در این سال‌ها بیش از آنکه کیفیت دانشگاه‌­ها افزایش یابد شاهد افزایش تعداد دانشگاه‌­ها بوده ­ایم؟در این یادداشت می‌خواهیم بیان کنیم که علت همه­ ی این رخدادها، وجود یک فرهنگ نامطلوب در جامعه است که ما آن را «مدرک­‌گرایی»می­‌نامیم. در کشور ایران، مردم بیش از آنکه به دنبال آموزش­‌های عملی باشند، به دنبال آموزش­‌های نظری هستند و همان­‌هایی هم که به دنبال آموزش‌های نظری هستند به دنبال مدرک آن می­‌باشند نه علم و تخصص آن. 

ابتدا تاثیرات منفی این جوّ بر نظام علم و فناوری را بررسی می کنیم.

۱- بی رونقی آموزش‌­های مهارتی: در حال حاضر در کشور ایران به ازای هر کاردان، سه کارشناس وجود دارد در حالی که طبق استاندراد جهانی، به ازای هر پنج کاردان باید یک کارشناس وجود داشته باشد. تاکنون تلاش­­‌های زیادی جهت رونق بخشی به آموزش­‌های مهارتی در کشور انجام شده است اما هر بار پس از مدتی آموزشکده‌های مهارتی، به دانشگاه­‌های نظری تبدیل شده­ اند. دکتر فرامرز رفیع پور در کتاب «موانع رشد علمی ایران و راه حل های آن» می­نویسد:

«مروری به تاریخ گذشته ایران در مورد آموزش های فنی – حرفه ای نشان می دهد، هر بار که با کوشش افراد آگاه به نیاز کشور، این برنامه‌ها احیا شده و تا حدی به مرحله اجرا رسیده است، به علت جاذبه آموزش‌های نظری از یک سو و نبودن کارگاه و استادکار و برنامه آموزشی برای آموزش‌های فنی حرفه ای از سوی دیگر، تلاش ها به مرحله ایده آلی نرسیده است. به طوری که هنرسرای عالی ایران به دانشگاه علم و صنعت و پلی تکنیک تهران به دانشگاه امیرکبیر تبدیل شدند و به جای کار کردن در جهت آموزش‌های تکنولوژی، الگوی دانشکده فنی را در پیش گرفتند.»

نمونه­ ی اخیر این تجربه هم دانشگاه جامع علمی و کاربردی است که علی رغم ماموریتش جهت ترویج آموزش‌­های مهارتی، به آموزش‌­های نظری روی آورده و به تازگی قصد ارائه‌­ی دکترای مهارت نیز دارد.

حقیقت این است که تا زمانی که مردم از سیستم آموزش انتظار مدرک کارشناسی و بالاتر داشته باشند، سرنوشت هر آموزشکده مهارتی دیگر نیز همین خواهد بود.

۲- ناکارآمدی دانشگاه­‌های خصوصی: مسلم است که دانشگاه خصوصی مانند هر نهاد خصوصی دیگری به دنبال حداکثر کردن سود خود است. به همین منظور به مردم همان چیزی را ارائه می‌­دهد که مردم می­‌خواهند و در قبال برآورده کردن انتظار آن‌ها، سود خود را کسب می­‌کند. اگر مردم به دنبال یادگیری علم و تخصص باشند، دانشگاه‌­های خصوصی در افزایش کیفیت آموزش‌­های خود به رقابت می­‌افتند تا متقاضیان بیشتری را به سمت خود جلب کند. اما اگر مردم از سیستم آموزش عالی تنها مدرک بخواهند، دانشگاه خصوصی هم به آن‌ها تنها مدرک می‌دهد، نه آموزش­‌های مورد نیاز برای کسب آن مدرک را. و هر چه قدر ارزش این مدرک بین مردم بالاتر باشد، هزینه بیشتری از آن‌ها جهت ارائه این مدارک بی محتوا می­ گیرد.

۳- ناپایداری کیفیت در سیستم آموزش عالی دولتی: گفتیم که سیستم آموزش عالی خصوصی جهت حداکثر کردن سود خود، به دنبال ارائه مدارک بی محتوا می­‌رود، اما باید گفت که حتی سیستم آموزش عالی دولتی نیز نمی تواند در برابر خواسته­ ی مردم مقاومت کرده و در نهایت تسلیم آن می­شود. در سال­‌های اخیر شاهد بودیم که با افزایش جمعیت متقاضی مدرک کارشناسی، به سرعت ظرفیت دانشگاه‌­های دولتی و پیام نور در مقطع کارشناسی افزایش یافت بدون آنکه تغییری در فضای دانشگاه، تعداد اعضای هیئت علمی، تجهیزات و آزمایشگاه‌ها و دیگر لوازم مورد نیاز آموزش رخ دهد. پس از چند سال همین اتفاق برای مقطع کارشناسی ارشد رخ داد و اکنون شاهد افزایش چشمگیر ظرفیت دانشجویان دکترا هستیم. به گونه­ ای که حتی دانشگاه جامع علمی کاربردی نیز می خواهد مدرک دکترا ارائه دهد. باید دقت کرد که این­‌ها دیگر دانشگاه خصوصی نیستند که به دنبال حداکثر کردن سود خود باشند.

تا این جا تاثیرات منفی جوّ «مدرک گرایی» بر نظام علم و فناوری را بررسی کردیم. اما این جوّ، غیر از تاثیر بر نظام علم و فناوری، تاثیرات نامطلوب فرهنگی و اجتماعی دیگری نیز دارد که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بالا رفتن سطح توقعات مردم و در نتیجه عدم پذیرش بسیاری از مشاغل که موجب افزایش نرخ بیکاری می­‌شود
  • بالا رفتن سن ازدواج جوانان
  • ورود افراد غیر متخصص به مشاغل و مناسب تنها به دلیل داشتن مدرک که به خرابکاری هایی منجر می‌شود.
  • مهاجرت از روستاها به شهرها از مشاغل عملی به مشاغل اداری
  • هزینه کردن وقت و پول عظیمی از جامعه که می تواند وارد بخش تولید شود.
  • مهاجرت بسیاری از نخبگان (وقتی تفاوت متخصص و غیرمتخصص مشخص نشود و هر دو به یک چشم نگریسته شوند، متخصص سرخورده شده و به دنبال جایی می­گردد که قدر وی را بدانند).

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

اندیشکده پویش صادق is Stephen Fry proof thanks to caching by WP Super Cache