دکتر علی بنیادی

لزوم بازنگری در دیپلماسی علم‌ و فناوری(۱)

منبع: عیار آنلاین

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۱:۲۳ ۱۳۹۶/۱۱/۸

مصاحبه با دکتر علی بنیادی عضو هیات علمی گروه مدیریت و مهندسی کسب و کار دانشگاه علم و صنعت در رابطه با دیپلماسی علم و فناوری و چالش‌ها و مشکلات آن.

دکتر علی بنیادی نائینی عضو هیات علمی گروه مدیریت و مهندسی کسب و کار دانشکده مهندسی پیشرفت در دانشگاه علم و صنعت است که کتابی با عنوان «درآمدی بر توسعه دیپلماسی علم و فناوری» را در دست چاپ دارد. با ایشان مصاحبه ای درمورد دیپلماسی علم و فناوری و چالش ها و مشکلات آن داشته ایم که در ادامه می آید:

ضمن عرض سلام و ادب خدمت شما، به عنوان اولین سوال، لطفا رویکردهای مختلف درمورد دیپلماسی علم و فناوری را توضیح دهید؟

به نام خدا بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما. دیپلماسی علم و فنآوری یک موضوع بین رشته ای است و در واقع هم جایگاهش می‌تواند در مراکزی که در توسعه علم و فنآوری و تکمیل چرخه علم و فنآوری کار می‌کنند، مطرح بشود و هم می تواند در مراکزی که در حوزه دیپلماسی کار می‌کنند مطرح بشود و شاید یکی از مشکلاتی که بنده خودم مواجه بودم، در واقع منتشر کردن دستاوردهای پژوهشی است که در این حوزه کار شده. دوستانی که در حوزه فناوری کار می‌کنند، این موضوع را یک موضوع کاملا دیپلماتیک می‌پندارند و می‌گویند که حوزه سیاسی و دیپلماسی این موضوع را پوشش می دهد و وقتی به سیاسیون مراجعه می کنیم، می گویند که در حوزه علم و فن آوری است. لذا چون موضوع بین رشته ای است و سابقه آنچنان پررنگی هم در کشور ندارد در این زمینه ها انتشار دستاوردهایی مثل کتاب و مقاله مشکلات اینچنینی دارد. به این شکل دیپلماسی علم و فناوری بین رشته ای بوده و برداشت های مختلفی می شود از آن داشت. فکر می کنم اگر بخواهیم بر روی واژه دیپلماسی علم و فن آوری تمرکز کنیم و ببینیم اساسا این واژه به دنبال چه چیزی است، به چند رویکرد می رسیم:
۱٫ یکی اینکه ما نگاهمان این باشد که علم و فن آوری را مبنایی قرار دهیم برای توسعه دیپلماسی و ارتباطات سیاسی با کشورها و ملت ها. بنابراین پایه اصلی بر روی توسعه فناوری (تبدیل علم به فناوری) قرار داده می شود. شاید در این رویکرد نقش دستگاه هایی مثل وزارت علوم و وزارت بهداشت و مراکزی چون معاونت علم و فنآوری ریاست جمهوری و مرکز همکاری های فن آوری و نوآوری ریاست جمهوری و پارک های علم و فنآوری و به طور کلی مراکزی که در توسعه علم و فن آوری در کشور نقش آفرین هستند، بسیار پررنگ می باشد. اما این‌ها مقدمه ای بر توسعه دیپلماسی از طریق علم و فن آوری هستند. لایه بعدی، دستگاه دیپلماسی کشور است که بتواند دستاوردهای پژوهشی و فناورانه کشور را به نوعی در دنیا معرفی کند و بالعکس تغییرات و تحولاتی که در حوزه علم و فنآوری در دنیا اتفاق می افتد را به داخل، و به مراکز توسعه علم و فنآوری در کشور منتقل کند؛ بنابراین رویکرد اول این است که ما علم و فنآوری را توسعه بدهیم و از طریق ابر قدرت شدن در حوزه فناوری بتوانیم روابط سیاسی خود را با کشورها تنظیم کنیم. مثل همین بحث مذاکرات هسته ای که مبنای آن توسعه علم و فنآوری در کشور است، منتها در واقع از طریق علم و فناوری، ما در دنیا یک جایگاه ویژه ای را پیدا کرده ایم.
۲٫ رویکرد دوم برعکس است. یعنی دیپلماسی مبدأ و مبنای شروع است، به این معنا که دیپلماسی باعث توسعه علم و فنآوری می شود و در خدمت علم و فناوری قرار می گیرد. مثلا ارتباطات بین المللی با نهادها و مراکز توسعه فناوری در سایر کشورها انجام گیرد. در واقع سفارت خانه های ما به عنوان نمایندگی سیاسی ما در خارج از کشور بتوانند با مراکز علم و فناوری در سایر کشورها و برای تبادلات علمی و شناسایی دانشمندان این حوزه و حتی دعوت از آن‌ها برای حضور در کشور، تبادلات دانشجویی، رفع موانع ورود ایشان، حل کردن و تسریع روند صدور ویزا برای کسانی که در حوزه علم و فناوری می توانند به داخل کشور سفر کنند، تعامل کنند. مبدأ شروع در این رویکرد، وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی است. تا اینکه بتوانیم از آن حوزه برای حوزه علم و فناوری استفاده کنیم.
۳٫ قاعدتا رویکرد اصلی می تواند مکمل و ترکیب این دو رویکرد باشد. یعنی هم توسعه فناوری و ظهور آن در روابط بین الملل و دیپلماسی و هم استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای توسعه علم و فناوری. منتها من فکر می کنم که اگر ما در حوزه علم و فناوری به بلوغ و به حد لازمی نرسیده باشیم، شاید از نظر دیپلماتیک هم کار چندانی نتوانیم انجام دهیم. مانند بحث مذاکرات هسته ای که تا زمانی که ما در حوزه فناوری هسته ای به حدی نمی رسیدیم، شاید کشورهای ۱+۵ به این شکل با ما وارد مذاکره نمی شدند. به این معنا، به طور کلی علم و فناوری مقدم بر دیپلماسی است.
۴٫ رویکرد چهارمی هم هست که شاید برداشت شاذ و نادری باشد. به این معنا که ما در روابط‌ مان با سایر کشورها در حوزه دیپلماسی از متدهای علمی استفاده کنیم. یعنی استفاده از رویکردهای علمی در توسعه دیپلماسی که در این مصاحبه کاری به این رویکرد نداریم.

در صحبت های خود به مشکلات خودتان برای انتشار کتاب و مسائل ساختاری در حوزه دیپلماسی علم و فناوری اشاره کردید. چه ساختاری را برای موفقیت و پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری پیشنهاد می دهید؟ ساختاری متمرکز در یک نهاد خاص و یا ساختاری پراکنده در نهادهای مختلف؟
به طبع وقتی یک حوزه بین رشته ای ظهور پیدا می‌کند، این مشکلات طبیعی است. به عنوان مثال در حوزه فرهنگ و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چند معاونت وجود دارد، معاونت فرهنگی برای نشر کتاب و … مجوز می دهد، معاونت دیگر مباحث هنری و موسیقی و تئاتر را تحت پوشش دارد، و معاونت دیگر سینما و هنرهای بصری و یک معاونت هم بحث مطبوعات را. وقتی چند رسانه‌ای‌ ها ظهور پیدا کردند، مانند نرم افزارهایی که درون آن‌ها هم کتاب است، هم کلیپ سینمایی و هم موسیقی، در آن موقع نمی دانستند که چه کاری باید انجام دهند. و ترکیب این‌ها مسئله ای را ایجاد می‌کرد که هیچ گاه در تجزیه آن‌ها این مسائل بروز پیدا نکرده بود. مشکلی که در ظهور بحث های بین رشته ای وجود دارد این است که طول می‌کشد تا جایگاه خود را پیدا کنند. این مسئله همچنان مطرح است که متولی دیپلماسی علم و فناوری ، وزارت خارجه است؟ یا وزارت علوم یا معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری یا مرکز همکاری‌های نهاد ریاست جمهوری؟ اگرچه از قدیم الایام در سفارتخانه های ایران، رایزن علمی وجود دارد و نقشی برای آن تعریف شده است. برای پاسخ به این سؤال شما شاید لازم باشد که نمونه‌ها و تجارب موفق در دنیا را بررسی کنیم. مثلا کشور آمریکا، که ظهور بحث دیپلماسی علم و فناوری توسط آمریکایی‌ها بود و در ساختار دستگاه‌های اجرایی آن‌ها از سال ۲۰۰۰ به بعد ظهور پیدا کرد و عیان شد؛ اگرچه قبل از آن کارهایی را انجام می‌دادند ولی به طور مشخص از سال ۲۰۰۰ به بعد دفتری به نام مشاوره علم در وزارت خارجه سامان داده شد که این کار را انجام دهد. بنابراین به طور کلی می‌توان گفت که یک بازآفرینی در نقش رایزنی علمی و فناوری در سفارتخانه‌های ما و در واقع تعریف مجدد بازیگران این حوزه در قالب قوانین و مقررات و ساختارها و اعتبارات و بودجه‌ها می‌تواند این حوزه را سامان بدهد. ساختار مشخصی در حال حاضر وجود ندارد و دیپلماسی علم و فناوری در ساختارهای مختلف پراکنده شده است.

آیا دیپلماسی علم و فناوری صرفا باید به شکل دولتی پیگیری شود یا بخش خصوصی، مردمی و نهادهای غیر دولتی هم می‌توانند نقش آفرینی کنند؟ چه ساختار و راهکارهایی برای دخیل کردن بخش‌های غیر دولتی در دیپلماسی علم و فناوری پیشنهاد می‌دهید؟

برای توضیح این سؤال مثالی می‌زنم: در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، مقام زن وجود دارد، مقام مشورتی وجود دارد. این مقام‌ها به چه شکلی و به چه کسانی در کشورها اعطا می‌شود؟ در واقع NGO هایی که در حوزه زنان شکل گرفته‌اند و حتی گاهی اوقات مورد حمایت مالی صندوق‌هایی مثل صندوق UNDP هستند و حتی در موضوعاتی که ما به آن‌ها فکر نمی‌کنیم کمک می‌کنند. مثلا حوزه توانمند سازی زنان سرپرست خانوار در حوزه‌هایی مثل گلیم بافی، گل دوزی و… و حتی به NGO هایی در حوزه آموزش قرآن، صندوق UNDP کمک می‌کند و بعد در واقع این‌ها در قالب شبکه اجتماعی زنان شکل می‌گیرند وساختارشان هم شبکه ای شکل می‌گیرد. یعنی ساختاری که قائم به رأس نیست. ساختار سلسله مراتبی، ساختار ارتش است که با مختل کردن حد وسط، (قطع کردن ارتباط بالا و پایین) می‌توان کل ساختار را منهدم کرد. بنابراین باید با رویکرد جدیدی در حوزه ساختار، یعنی ساختار شبکه ای بحث دیپلماسی علم وفناوری و ظرفیت‌های غیر دولتی را پیگیری کنیم. ساختار شبکه ای قائم به سلسله مراتب نیست اگرچه ارتباطات واحدها باید با هم شکل گرفته و نظام مند شود. در حوزه زنان مشاهده می‌کنیم که وقتی حمایت صندوق UNDP هم از این NGO ها برداشته می‌شود تا سالیان سال، حتی با آمد و شد دولت‌ها ، این NGO ها به کار خود ادامه می‌دهند. مراد من از بیان این مثال این بود که بگویم بخش دولتی تنها نمی‌تواند در این زمینه فعال باشد، بنابراین بخش غیر دولتی هم باید ظهور پیدا کند. بخش غیر دولتی هم به معنای اصطلاحا خصولتی نیست (یعنی انجمن و بخش‌هایی که وابسته به حمایت دولت هستند) باید نهادهای غیردولتی به شکل مستقل بتوانند در فضای بین‌المللی بروز و ظهور داشته باشند. محدودیت‌هایی که نهادهای غیر دولتی و NGO ها برای فعالیت در عرصه بین‌المللی با آن مواجه می‌شوند در بسیاری از موارد خیلی کمتر از محدودیت‌های نهادهای دولتی است. لذا از منظر ساختاری هم نهادهای دولتی باید در شرح وظیفه ای و تعاملاتی و ساختاری و حتی اعتباری-بودجه ای خود بازتعریف داشته باشند وهم از بخش غیر دولتی کمک بگیرند. البته نه به معنای اینکه دولت برای بخش خصوصی تعیین تکلیف کند، بلکه باید بخش خصوصی را در این زمینه توانمند و نقش آفرین کند. مثلا در نمایشگاه‌های علم و فناوری که در کشورهای مختلف برگزار می‌شود و بخش دولتی نمی‌تواند در آن‌ها شرکت کند، بخش غیر دولتی بتواند نقش آفرین باشد.

ادامه دارد….

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

اندیشکده پویش صادق is Stephen Fry proof thanks to caching by WP Super Cache